ابتکار: موافق تحریم انتخابات نیستم، باید امیدوار باشیم

معصومه ابتکار در گفتگو با خبرآنلاین درباره نگاه خود به پیشنهاد حجاریان برای مشارکت مشروط اصلاح طلبان در انتخابات مجلس گفت: فعلا مسائل مطرح شده در حد گمانه زنی و طرح کلی هستند بنابراین خیلی زود است تا تصمیم‌گیری و جمع بندی نهایی درباره انتخابات برسیم. اصلاحات وسیعی دارد، طبعا نظر همه‌ی گروه‌ها بیان می شود، ضمن آنکه باید نظر اقشار مختلف مردم، تشکل ها، دانشجویان و اساتید مورد توجه قرار گیرد. طیف اصلاحات  همیشه برای خودش اصولی داشته و از اصول خودش عبور نکرده بنابراین اگر اقدامی داشته باشد یا ائتلافی کند با حفظ اصولش است.

وی درباه تحریم انتخابات یادآور شد: اساسا موافق تحریم انتخابات نیستم هیچ‌وقت هم نبودم چراکه مخالف هر گونه تحریم نظام‌ها و ساختارهای مردم سالاری در انتخابات هستم.

این فعال سیاسی اصلاح طلب درباره چرایی ناامیدی اصلاح‌طلبان از مشارکت مردم در انتخابات اظهار کرد: اصلاح طلبان نه ناامید نیستند ولی نگران‌اند مثل همه که نگران‌اند. مردم به دلایل مختلفی مشکلاتی دارند ولی اصلا ناامید نیستیم کمااینکه مشارکت مردم در همین قضیه‌ سیل غیرقابل تصور بود، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد به این گستردگی مردم برای کمک رسانی حضور پیدا کنند.

وی ادامه داد:وقتی در مناطق سیل زده بودم، مشاهده کردم حضور سازمان‌های مردم نهاد فارغ از هرگرایش سیاسی برای کمک به مردم سیل زده بسیار بسیار چشمگیر است و این مسئله از یک جریان یک تحول عمیق اجتماعی حکایت می کند که می‌تواند حتی آثار سیاسی برای کشور داشته باشد. اینها نشانه هاست، ما شگفتی‌های زیادی در کشور داریم که باید امید داشته باشیم اول به لطف خدا و بعد به همت مردم.

ابتکار درباره اقدام هایی که اصلاح طلبان باید برای افزایش مشارکت مردم در انتخابات انجام دهند، اظهار کرد: اولا باید در فضای اطلاع رسانی و انتقاد اخبار صحیح بیشتر تلاش کنند چون جریانات خاصی هم از بیرون کشور و هم در داخل کشور می کوشند تا فضای غیر شفافی در این عرصه باشد. بنابراین خیلی فضا غبارآلود و امکان تفکیک اخبار صحیح از اخبار فیک، دروغ، اتهام، تخریب و جوسازی خیلی سخت شده است.

معاون رئیس جمهور افزود: شفاف سازی فضای اطلاع رسانی درباره مشکلات خیلی مهم است و باید دولت هم این نقش را ایفا کند، معتقدم باید به مردم گفته شود که الان واقعا چه برخوردهای سیاسی دارد با دولت می‌شود و دولت در چه تنگناهایی قرار دارد.

وی افزود: جریانات اصلاحات‌ در عین حال که نقدهای منصفانه خود را درباره کارهایی که باید انجام می‌شد و نشد، بیان می کنند، باید درباره محدودیت ها و مشکلات دولت حرف بزنند و دستاوردها و پیشرفت‌های این دوره را برای مردم بگویند. بگویند چه شرایطی قبل و بعد از دولت یازدهم در دانشگاه‌ها بود، وضعیت روزنامه‌ها و رسانه ها چه‌طور بوده و الان چه طور چه طور شده و فضای عمومی جامعه، برگزاری کنسرت‌ها، ایجاد نشاط و فرهنگی چه تغییراتی کرده است؟

ابتکار تأکید کرد: فضای سیاسی کشور بعد از دولت دهم تغییرات زیادی کرد، یادمان نرفته قبل دولت یازدهم چند دانشجوی ستاره دار داشتیم و فضای فعایت تشکل های دانشجویی با چه موانعی روبه رو بود. باید همه‌ی این‌ها باز و یک تحلیل واقع بینانه مطرح شود. همچنین باید گفته شود مطالبات و انتظارات چه بود و در آینده باید چه کاری انجام شود.

۲۱۴۲۱۴

پزشکی که خودش را دیپلم معرفی کرد تا ببیند در بیمارستان با او چه می کنند؟

حدود نیم‌ساعت از هفت گذشته است. پزشکی خداحافظی می‌کند و شیفت را به پزشک بعد تحویل می‌دهد. هیچ‌کس از همکاربودنمان اطلاعی ندارد. بعد از چند دقیقه انتظار، انسانی جاافتاده و موقر مرا به داخل اتاق فرامی‌خواند. احوالپرسی گرمی می‌کند. شرح حال می‌گیرد. کمی نگرانی در چهره‌اش پدیدار می‌شود.

فشار خونم را چک می‌کند و به پرستار روی برگه‌ای دستور می‌دهد که قند خونم را چک کند و نوار قلب بگیرد. پرستار محترمانه مرا راهنمایی می‌کند. حین گرفتن نوار قلب زیرچشمی به برگه تازه از تنور درآمده نگاه می‌کنم. تغییرات مختصری در بخشی از نوار قلب که مربوط به لیدهای سینه‌ای می‌شود، مشهود است. این تغییرات می‌تواند ناشی از گرفتگی عروق قلب باشد. لیدها هنوز به دست و پا و سینه‌ام وصل‌اند که پرستار برای نظرخواهی از پزشک اتاق را ترک می‌کند.

با یک عبارت «نگران نباش، چیزی نیست» قرص زیرزبانی نیتروگلیسرین برای من گذاشته و ناگهان ماسک اکسیژن روی دهانم نقش می‌بندد. می‌پرسم مگر نوار قلب مشکلی داشت؟ و پاسخ می‌دهد: «خیر. فقط کمی احتیاط است». پزشک بر بالینم حاضر می‌شود. از من درباره محل زندگی و همراه و وسیله نقلیه‌ام می‌پرسد. هیچ‌کدام را ندارم و از شهری دور به اینجا نقل ‌مکان کرده‌ام. به من می‌گوید باید به بیمارستان اعزام شوی اما اطمینان می‌دهد نوار قلب سالم بوده است.

با توجه به نداشتن وسیله نقلیه مرا با ماشین شخصی کارمند درمانگاه به بیمارستان می‌فرستد. روی نامه ارجاعی عبارت
 unstable angina نقش بسته است؛ به معنی یک درد قلبی که زمانی طولانی‌تر و ماهیتی متفاوت‌تر از دردهای قبلی بیمار دارد و شاید به درمان‌های اولیه مانند قرص زیرزبانی پاسخ ندهد و در دسته‌بندی سندرم‌های حاد عروق کرونر قلب قرار می‌گیرد. (گاهی نوع‌دوستی و دلسوزی ما را به دردسر می‌اندازد. براساس یک تصمیم عاقلانه بهتر بود من در درمانگاه تحت نظر قرار می‌گرفتم و از یک خودروی مجهز به وسایل اولیه برای انتقال من استفاده می‌شد). در اورژانس بیمارستان مرکزی قلب این شهر به مسئول تریاژ تحویل داده می‌شوم. فشار خونم را می‌گیرد. نامه ارسالی را می‌خواند و بدون پرسیدن از داشتن یا نداشتن همراه، به من می‌گوید باید پرونده تشکیل دهم و سطح سه تریاژ را در پرونده‌ام ثبت می‌کند. (بیماران با درد قفسه سینه مشکوک به بیماری قلبی سطح 2 تریاژ محسوب می‌شوند. سطح دو به معنی نیاز به مراقبت و درمان سریع‌تر است).

حالا داستان برایم از جنبه‌های اخلاقی و علمی جذاب‌تر می‌شود و دوست دارم یک ناظر بی‌طرف باشم. به باجه می‌روم و پرونده اورژانس تشکیل می‌دهم و خود را یک دیپلمه با شغل آزاد معرفی می‌کنم. (حرکت فیزیکی برای بیمار مشکوک قلبی ممکن است موجب تشدید آسیب به بافت قلب شود. ما در بیمارستان‌ها عملا تمهیدات مشخصی برای ارائه خدمت به افراد تنها نداریم و ممکن است ناخواسته باعث آسیب به بیماران شویم). بعد از تشکیل پرونده روی یک تخت خالی دراز می‌کشم. حدود نیم‌ساعت منتظر می‌مانم تا مسئول نوار قلب به ترتیب از تخت‌ها نوار قلب بگیرد و نوبت به من برسد. (زمان؛ زمان مهم‌ترین مسئله در بیماران قلبی است. هر چه بیشتر زمان را از دست بدهیم، بیماران را به ازدست‌دادن بخشی از بافت قلبی نزدیک‌تر کرده‌ایم). «نوار قلب دارم»، «نه باید مال اینجا باشه».

بدون هیچ حجاب فیزیکی و پیش از رؤیت نوار قلب قبلی توسط پزشک و گرفتن شرح حال دوباره از من، نوار قلب گرفته می‌شود (بدن بیمار باید همیشه مورد احترام ما باشد. چرا تخت‌های بیمارستان قلب که حتما در فرایند بستری بخشی از بدن بدون پوشش خواهد شد، نباید هیچ محافظ فیزیکی مثل پرده ساده یا پاروان داشته باشد؟؛ نوار قلب ظاهرا طبیعی است. حدود 15 دقیقه منتظر می‌مانم و اولین پزشک با صدازدن نامم بر بالینم حاضر می‌شود. دستیار رشته قلب و عروق است. شرح حال من بر اساس دانش پزشکی شرح حالی است که به standard chest pain  مشهور است. دردی مبهم با ماهیت فشارنده با ارجاع به دست که با تهوع و تعریق همراه و با فعالیت مرتبط است.

با توجه به تشدید اخیر این درد و متفاوت‌بودن نسبت به دفعات قبل که مرا وادار به مراجعه به پزشک کرده، این درد «آنژین ناپایدار» محسوب می‌شود.  بخشی از شرح حال از من پرسیده نمی‌شود و بخشی به اشتباه ثبت می‌شود (شرح حال رکن اصلی در بررسی بیماری‌های قلبی است که مدیریت بیمار بر اساس آن شکل می‌گیرد. کاش برای شرح حال چک‌لیست داشتیم تا مواردی را از قلم نیندازیم). مجددا توسط یک پزشک متخصص ویزیت می‌شوم. یک قرص آسپرین و یک قرص کلوپیدوگرل برای من تجویز و مجددا از من بدون محافظت فیزیکی نوار قلب گرفته می‌شود. آزمایشی از من گرفته نمی‌شود (بر اساس پروتکل‌ها در بیمار مبتلا به inconstant angina  آنزیم‌های مربوط به بافت قلب نقش بسزایی در تصمیم‌گیری درباره نحوه مواجهه با بیمار دارند). با ذکر اینکه نوار قلب نرمال است، به درمانگاه برای بررسی‌های بیشتر ارجاع داده می‌شوم و کارت ویزیت مطب خصوصی متخصص برای مراجعه احتمالی بعدی به من داده می‌شود. 
پرونده را شخصا می‌بندم و پس از تسویه‌حساب از بیمارستان خارج می‌شوم. حین خروج از بخش، در خنکای دلچسب بهار، به این فکر می‌کنم که چگونه بیماری‌های قلبی عروقی در صدر علل مرگ‌ومیر در ایران قرار گرفته‌اند؟ مسئولیت چه بخشی از این آمار بر عهده ماست؟ به اینکه ما در نظام سلامت، دلسوز، زحمتکش ولی سهل‌انگاریم. چه میزان از سهل‌انگاری را می‌توان به کمبود نیروی انسانی یا مراجعات بیش از حد استاندارد یا سوءمدیریت نسبت داد؟ و چه میزان به اشتباهات شخصی پزشکان برمی‌گردد؟ به نظر می‌رسد در نظام سلامت به جزئیات توجهی نمی‌شود. جزئیاتی که می‌تواند باعث آسیب به بیماران شود.

1717

شلاق و تبعید برای کارگردانی که به دخترجوان تعرض کرد

رسیدگی به این پرونده با شکایت دختری جوان از پسری که مدعی کارگردانی بود، آغاز شد و در پی آن مأموران کلانتری، نیما را که متهم به تعرض بود دستگیر کردند.  پس از تحقیقات تکمیلی متهم هفته گذشته در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عبداللهی محاکمه شد.
در ابتدا پس از توضیحات قاضی، شاکی پرونده به تشریح روز حادثه پرداخت و گفت: چندی پیش با نیما که مدعی بود کارگردان است در پشت صحنه یک فیلم سینمایی آشنا شدم. پس از مدتی او عنوان کرد که قصد دارد فیلمی بسازد و از من به‌عنوان یکی از بازیگران آن استفاده خواهد کرد. اما من به او اعتماد نداشتم هربار به بهانه‌ای از ارتباط با او فرار می‌کردم تا اینکه یک روز با من تماس گرفت و گفت نقش اصلی فیلمم را برایت در نظر گرفته‌ام و من به خیال اینکه فرصت خوبی ایجاد شده پذیرفتم و قرار شد برای تنظیم قرارداد و صحبت‌های اولیه به دفترش بروم.

وی ادامه داد: فردای آن روز قرار گذاشتیم و وقتی به محل موردنظر رفتم وقتی شرایط غیرطبیعی محل موردنظر را دیدم قصد داشتم از آنجا خارج شوم که با زور به داخل خانه کشیده شدم و پس از آن از سوی این شخص به من تعرض شد. بعد از آن هم در حالی که توان حرکت کردن نداشتم از  من فیلم و عکس تهیه کرد و با تهدید اینکه اگر این موضوع را برای کسی بازگو کنم تصاویرت را منتشر خواهم کرد، از من خواست تا سکوت کنم.

این دختر جوان افزود: بعد از خروج از خانه نیما، از ترس آبرویم به کسی چیزی نگفتم و در این مدت بارها از او خواستم تا فیلم و عکس هایم را به من پس بدهد اما او هربار بهانه‌ای می‌آورد تااینکه بالاخره بعد از یکسال و نیم صبرم تمام شد و تصمیم گرفتم موضوع را با پلیس در میان بگذارم.
در ادامه متهم پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت: این خانم دروغ می‌گوید. او بعد از آشنایی‌مان شماره‌ام را گرفت و در تماس‌هایی مکرر عنوان کرد که عاشقم شده و تمایل دارد که با من ارتباط بیشتری داشته باشد اما من پیشنهادات بیشرمانه او را قبول نمی‌کردم تا اینکه او آدرس خانه‌مان را پیدا کرد و آن شب قصد داشت با ترفندی وارد خانه ما شود و با من ارتباط برقرار کند. همان زمان من بیرون از ساختمان بودم و زمانی که برگشتم دیدم که او زنگ یکی از همسایه‌ها را زده و وارد ساختمان شده و قصد دارد من را به زور وارد آپارتمانم کند که با مقاومت من و مداخله همسایه‌ها پلیس وارد قضیه شد و او را تحویل گرفت و در واقع من از این خانم شاکی بودم اما حالا می‌بینم جای شاکی و متهم عوض شده است. من از این خانم که چنین اتهام‌هایی به من زده شکایت دارم و مدارک متعددی برای اثبات ادعایم وجود دارد.

پس از اظهارات شاکی و متهم، دادگاه وارد شور شد و متهم را به دو سال تبعید و 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم کردند.

1717

تصاویر | حوضچه‌های رنگی و تماشایی نمک در نیجر

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و به نقل از توریسم آنلاین، جمعیت آن عمدتا فصلی است که به دلیل صنعت تولید نمک منطقه است. این منطقه صحرایی تا هزاران کیلومتر از دریا دور است و نمک از خاک رس به دست می آید.

در تمام روستا دارای صدها حوض آب نمک در رنگ های مختلف است و مردان و زنان و حتی کودکان سخت برای آن کار می کنند. تپه های کوچکی هم با ارتفاع ۳۰ فوت در اطراف وجود دارند که با رسوب خاک رس از سال های دور استخراج نمک بوجود آمده است.

این منطقه دارای تعدادی چشمه آب شور هم هست. رنگ حوضچه ها گاه به خاطر رنگ خاک رس، رشد برخی جلبک ها و تابش نور خورشید تغییر می کند. نمک های استخراج شده به شکل بلوک و یا کیک در آفتاب خشک می شوند و در مقابل غذا و کالاهای دیگر فروخته می شوند.

​۶۷۲۸۲

چین دومین اقتصاد بزرگ دنیا، صاحب سلاح اتمی و صاحب حق وتو برای برداشتن کمترین تحریم علیه خود تلاش می کند اما ما استقبال می کنیم

بخشی از «تبعات کلان تحریم» مانند محدودیت فروش نفت، مشکلات بانکی، تورم و رکود، قابل مشاهده و ارزیابی است؛ اما اثرات مخرب خُرد و مینیاتوری تحریم مانند ورشکستگی، بی‌کاری، استرس، فقر، طلاق، سلامت روانی و موارد این‌چنین، بر مسئولان و حتی خود مردم نیز پوشیده است. تاکنون کسی، نه درباره تبعات خرد تحریم تحقیقی انجام داده و نه نتایج آن برای کسی اهمیت دارد؛ اما واقعیت این است که تحریم، کشور و هرآنچه را درون آن است، به صورت خرد و کلان مچاله می‌کند.

اما در مقیاس کلان براساس تحقیقات بین‌المللی، «تحریم‌های سازمان ملل» سالانه دو درصد و «تحریم‌های آمریکا» سالانه یک درصد از اقتصاد کشورها را کوچک‌تر می‌کند. تأثیر تحریم‌های سازمان ملل تا 10 سال و اثر تحریم‌های آمریکا تا هفت سال بر اقتصاد کشورها باقی می‌ماند. براساس برآوردها، ایران در دور قبل تحریم‌ها متحمل حدود 500 میلیارد دلار (معادل 10 سال فروش نفت) زیان شده است.
این آمار نشان می‌دهد که تحریم چه تبعاتی در مقیاس خرد و کلان برای کشور دارد؛ به‌همین‌دلیل است که تمام کشورهای دنیا تلاش می‌کنند تحت تحریم‌های سازمان ملل و آمریکا قرار نگیرند؛ چراکه می‌دانند بختک تحریم چه بلایی در بدنه جامعه ایجاد می‌کند؛ اما حد این تلاش تا کجاست؟ آیا باید برای رفع تحریم هر هزینه‌ای داد؟ قطعا نه؛ اما هنر دیپلماسی ممانعت از تحریم یا کاهش هزینه‌های تحریم است و نه صبر و دست‌ روی دست گذاشتن!
به‌این‌منظور بد نیست تجربه کشورهای جهان در ممانعت از تحریم را بررسی کنیم. 
شرکت زدتی‌ای‌ که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های چین و جهان در زمینه ارتباطات و صنعت آی‌تی است، متهم به دورزدن تحریم‌ها و همکاری با ایران بود و به دلیل استفاده از تجهیزات آمریکایی در ادواتی که به ایران فروخته بود، از سوی آمریکا تحریم شد. تحریم این شرکت تنش اقتصادی و سیاسی زیادی بین چین و آمریکا به وجود آورد. تحریم این شرکت حتی به کنگره آمریکا نیز رسید؛ چراکه این‌ کار نقض تحریم‌های اولیه آمریکا تلقی می‌شد.
اما عکس‌العمل چین در برابر این تحریم چه بود؟
تحریم یک شرکت تبدیل به مسئله دیپلماتیک کشور چین شد و این کشور تمام تلاش دیپلماتیک و اقتصادی خود را برای رفع تحریم این شرکت به کار گرفت و در نهایت شروط آمریکا برای رفع تحریم را پذیرفت. براساس گزارش رویترز، چین پذیرفت «حدود دو میلیارد دلار خسارت به آمریکا پرداخت کند»، «هیئت‌مدیره زدتی‌ای را به درخواست آمریکا تعویض کند»، «مدیران میانی تا سطح معاونت این شرکت را تغییر دهد»، «فعالیت‌های این شرکت به مدت 10 سال، تحت نظارت آمریکا قرار گیرد»، «هزینه خدمات نظارت آمریکا از سوی شرکت زدتی‌ای پرداخت شود» و «400 میلیون دلار هم به صورت قرضی در یک حساب تحت نظارت آمریکا قرار دهد».
کشور چین دومین اقتصاد بزرگ دنیا، صاحب سلاح اتمی، صاحب حق وتو، صاحب یکی از بزرگ‌ترین ارتش‌های دنیا و دارای تبادل تجاری مثبت با آمریکا (حدود 300 میلیارد دلار) پذیرفته است تمام این اقدامات را انجام دهد تا تحریم‌های فقط یک شرکت ‌از هزاران شرکت خود را «تعلیق» و نه «لغو» کند.
بسیاری از این اقدامات اگر قرار بود در کشور ما انجام شود، مصداق امتیازدهی بود اما مسئولان چین پذیرفته‌اند که تمام این اقدامات را انجام دهند؛ چراکه هزینه‌های خرد و کلان تحریم را می‌داند. چین با پتانیسل‌های سیاسی و اقتصادی خود می‌تواند اقدام متقابل را در دستور کار قرار داده و شرکت‌های آمریکایی را تحریم کند؛ اما نیک می‌داند سرنوشت نهایی تحریم، چیزی جز خسارت نیست. گرچه باید در نظر گرفت چین تبادل تجاری وسیعی در سطح جهان دارد و تحریم یک شرکت بزرگ و بین‌المللی این کشور، تبعات زیادی دارد که قابل مقایسه با شرکت‌های داخلی نیست؛ اما در طرف دیگر، درحال‌حاضر حدود 600 فرد حقیقی و حقوقی در فهرست تحریم آمریکا قرار دارد که عمده اقتصاد ایران در اختیار آنهاست. گرچه این تحریم‌ها مختص آمریکا است؛ اما در شرایط فعلی اثرات این تحریم‌ها به‌مراتب بیشتر از تحریم‌های چندجانبه شورای امنیت سازمان ملل است؛ چراکه ترس کشورها و شرکت‌ها از قوه قهریه هیئت حاکمه آمریکا، اجازه هیچ‌گونه همکاری حتی در مسائل بشردوستانه مانند دارو و غذا را نیز به آنها نمی‌دهد. مضافا آنکه سلطه دلار بر بازارهای جهانی، فرصت هرگونه تبادل بانکی با طرف ایرانی را غیرممکن می‌کند.
ازاین‌رو است که صندوق بین‌المللی پول در آخرین پیش‌بینی خود اعلام کرده که اقتصاد ایران در سال جاری، شش درصد کوچک‌تر خواهد شد و این یعنی تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران از مجموع تحریم‌های سازمان ملل و آمریکا علیه بقیه کشورهای جهان نیز تأثیر بیشتری خواهد داشت.
در این شرایط شاید یکی از راه‌های پیش‌روی کشور، تمرکز بر شکست و رفع تحریم، به‌ جای دورزدن تحریم باشد.

1717

واکنش عادل به شعارهایی که هوادارانش سر دادند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ روز گذشته عادل فردوسی پور به دلیل جشن امضای کتاب خودش مردم زیادی را دور هم جمع کرده بود. مردمی که در روزهای بدون 90 سعی داشتند با حضور در محل برگزاری جشن امضا عادل را از نزدیک ببینند. در جریان این دیدار مردم می خواستند صدای حمایت خود را به گوش عادل برسانند. آنها در بخشی از جشن امضا اقدام به سر دادن شعار علیه مدیر شبکه سه سیما کردند. فردوسی پور اما بعد از چنین اتفاقی از همه مردم خواست که این کار را انجام ندهند. عادل که از آنها می خواست نظم را رعایت کنند اعتقاد داشت با چنین کاری چیزی درست نمی شود.

252 257