پاسخ همراه با هشدار شمخانی به خبرنگار آمریکایی درباره دلیل منصرف شدن ترامپ از حمله نظامی به ایران

به گزارش خبرآنلاین، شمخانی در این گفت‌وگو آمریکا را متجاوز و عامل اصلی تنش در منطقه خواند و هشدار داد که آمریکا باید «عاقلانه عمل کند.»

وی همچنین اظهار داشت که کارزار «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا، ایران را به زانو درنخواهد آورد و به میز مذاکره هسته‌ای بر نمی‌گرداند.

اهم اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی را به نقل از ایرنا بخوانید؛

*هدف تحریم‌ها، مذاکره نیست بلکه وادار کردن ما به تسلیم است. تا زمانی که آمریکا این رویکرد را در پیش بگیرد ایران هرگز به دنبال مذاکره نخواهد بود.

*ما در مساله برجام مذاکرات موفقی داشتیم. چرا آمریکا از آن خارج شد؟ کسانی بودند که فکر می‌کردند امضای توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ اقدام اشتباهی است.

*{در پاسخ به «لستر هولت» خبرنگار ان. بی. سی نیوز درباره اینکه آیا خود وی نیز یکی از این افراد بود}: بله… من فقط از دیدگاه‌های ملتم یعنی مردم ایران تبعیت می‌کنم. مردم ایران مدت های زیادی است که با تحریم‌های بین‌المللی مواجه هستند و حال و هوای کوچه و بازار سند آشکاری بر شکست سیاست‌های دولت ترامپ است.

*در خیابان‌های تهران قدم بزنید. خواهید دید که مردم ما چقدر بانشاط هستند و متوجه خواهید شد [آمریکا] به آنچه که می‌خواسته، نرسیده است.

*ایران منبع ترور در منطقه نیست بلکه عامل ثبات است و شهدای آن جان خود را فدا کرده و گروه‌های تروریستی مانند القاعده و داعش را شکست دادند. نقش ایران به عنوان ضامن ثبات در منطقه مشخص است.

*ایران به دنبال سلاح‌های هسته‌ای نیست زیرا این سلاح‌ها در اسلام حرام است و برای کسانی مانند اسرائیل که آن را در اختیار دارند، امنیت ایجاد نکرده است.

*«تمایلی نظامی» برای نابودی اسرائیل ندارد و مردم فلسطین درباره سرنوشت اسرائیل تصمیم‌گیری خواهند کرد. من معتقدم کسی که به دنبال نابودی اسرائیل است همان کشوری است که واقعیت‌های میدانی را نمی‌بیند. آنها قدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت می‌شناسند. آنها به دنبال پروژه «معامله قرن» هستند.

*از نظر ایرانی‌ها، ترامپ همان چیزی را می‌خواهد که همه روسای جمهوری پیشین آمریکا می‌خواستند یعنی کاهش نفوذ ایران. ایران تصمیم‌های خود را بر اساس سیاست آمریکا و اینکه چه کسی رئیس جمهوری آن کشور است و یا اینکه ترامپ برای دور دوم رئیس جمهوری نخواهد بود، اتخاذ نمی‌کند.

*فکر می‌کنم که کارزار «فشار حداکثری» ترامپ شکست خورده زیرا مردم آمریکا و متحدان غربی آن رهبری وی را «زیر سوال برده‌اند.»

*تصمیم اخیر ترامپ برای حمله نکردن به ایران ناشی از «ارزیابی هزینه و فایده» بوده است. اگر آمریکا و ایران وارد درگیری نظامی شوند ایران «ابزارهای متعددی در اختیار دارد، از جمله جنگ نیابتی». در صورت وقوع جنگ، آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن در «وضعیت بدی» قرار خواهند گرفت.

*تردیدی نیست که وجهه مخدوش آمریکا بیش از پیش در منطقه و دنیا از بین خواهد رفت. اساسا چرا آنها تهدید به آغاز جنگ علیه ما می‌کنند؟

2727

آمریکایی‌ها جرات توقیف نفتکش ایرانی را ندارند

توفیق شومان گفت: «آمریکایی‌ها نمی‌توانند این نفتکش را توقیف کنند، زیرا با واکنش سخت و خشن ایران مواجه می‌شوند و ممکن است منطقه را از مرحله گفت‌وگوی غیرمستقیم به مرحله رودررویی غیرمستقیم بکشاند.»

کارشناس لبنانی گفت: «تصور نمی‌کنم واشنگتن به دنبال چنین چیزی باشد همچنان که تهران نیز خواهان چنین چیزی نیست.»

تلویزیون الجزیره روز دوشنبه گزارش داد نفتکش ایرانی گریس ۱ که به آدریان دریا تغییر نام داده در حال حرکت به سمت جزیره کلاماتا یونان است.‏شبکه تلویزیونی GBC متعلق به جبل الطارق نیز با انتشار فیلمی از دور شدن نفت کش گریس ۱ (آدریان دریا) از آب‌های این منطقه خبر داد.

دولت جبل‌الطارق روز شنبه درخواست آمریکا را برای توقیف نفتکش ایرانی رد، و اعلام کرد قادر به انجام این درخواست نیست، چرا که جبل‌الطارق تحت قوانین اتحادیه اروپا قرار دارد.

دادگاه فدرال واشنگتن جمعه حکم توقیف این نفتکش، محموله نفت آن و حدود یک میلیون دلار را صادر کرد. تفنگداران دریایی سلطنتی انگلیس ماه ژوئیه این کشتی را به اتهام حمل نفت به سوریه بر خلاف تحریم‌های اتحادیه اروپا در جبل‌الطارق توقیف کردند.

دولت جبل الطارق در بیانیه‌ای اعلام کرد: «ناتوانی دولت مرکزی در اجرای احکام درخواست شده، ناشی از اعمال قانون اتحادیه اروپا و تفاوت در رژیم‌های تحریم‌های مربوط به ایران در اتحادیه اروپا و آمریکاست.»

2323

نگاهی به ادبیات تند و بی‌ملاحظه آیات یزدی و آملی‌لاریجانی/مگر نامه‌های امام و آیت الله منتظری از ادبیات مودبانه خارج شد؟/چون پرده برافتد…

دو سه روزی است که جدال دو رئیس پیشین قوه‌قضاییه به سوژه‌ای برای رسانه‌ها و فضای مجازی بدل شده است. ماجرا از آن‌جا آغاز شد که یکی از فعالان رسانه‌ای اظهاراتی را به نقل از آیت‌الله محمد یزدی رئیس اسبق قوه‌قضاییه، رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو فقیه شورای نگهبان در جمع مسئولان بسیج اساتید و نخبه‌های حوزه علمیه قم منتشر کرد. سخنانی که در آن یزدی به تندی به آیت‌الله صادق آملی‌لاریجانی رئیس سابق قوهقضاییه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو فقیه شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری تاخته بود. اظهاراتی که ابتدا از سوی روابط عمومی جامعه مدرسین تکذیب شد اما با واکنش آیت‌الله آملی‌لاریجانی و نامه‌ای که در جواب آن نوشت مشخص شد که بیان شده بودند.

محمد یزدی در بخشی از سخنان خود خطاب به آملی‌لاریجانی و با اشاره به نامه منتسب به وی که ادعا شده بود در آن “تهدید کرده به نجف هجرت خواهد کرد”، گفته بود: «فلانی می‌گوید اگر این کار را نکنید نجف می‌روم! خوب بروید، آیا با رفتن شما قم به هم می‌خورد؟ شما در قم بودنتان هم خیلی مؤثر نبود، چه رسد که نجف بروید. رئیس دفتری که ۱۰ سال، جای مهمی را اداره کرده، دستگیر می‌شود، بعد اعتراض می‌کند که چرا گرفتید!؟ به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختند! آیا ارث پدرت بود؟ از کجا آوردی ساختی؟»

اما ماجرا به این سخنان ختم نشد و در ۲۷ مرداد صادق آملی‌لاریجانی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به یزدی تلاش کرد پاسخ اتهامات او را بدهد. البته با ادبیاتی شبیه به خود او؛ صریح، خشن و بی‌ملاحظه! وی در این نامه نوشته بود: مطالبی از جلسه روز یک‌شنبه شما با مسئولان مرکز بسیج اساتید و نخبگان حوزه علمیه، پخش شده است که در وهله اول باور نمی‌کردم شما چنین سخنانی گفته باشید و لذا از طرق مختلف پی‌گیری کردم تا صحت انتساب مطالب برایم محرز گردد. همه بر اصل صدور این مطالب از جنابعالی تاکید کردند، منتها امر غریب‌تر آنکه گفتند مطالب موهن بسیار دیگری هم بوده که بعد از چند بار ویرایش، حاصلش همان شده که منتشر شده است.

این روزها درباره اظهارات این دو شیخ که زمانی ردای قاضی‌القضاتی بر تن داشته‌اند سخنان زیادی گفته شده اما نگاهی به ادبیات به کار رفته از سوی هر دو طرف می‌تواند تامل‌برانگیز باشد. ادبیاتی که چندان در نامه نگاری های میان سیاسیون معمول نبوده و بیشتر اوقات وقتی دست به قلم برده می‌شود این تلاش صورت می‌گیرد که زهر کلام گرفته شود اما این بار هر جمله‌ای شبیه تیری زهرآلود به سمت خصم پرتاب شده است آن هم در حالی که هر دوی این شیوخ نه تنها از یک جناح سیاسی هستند بلکه در یک نهاد یعنی شورای نگهبان با هم همکاری دارند.

به طور مثال آملی‌لاریجانی درباره سطح علمی یزدی آورده است: «هیچ بررسی کرده‌اید که علماء و فضلاء در قم، به آثار شما و به گفته‌های شما چگونه نگاه می‌کنند؟! چقدر آنها را جدی می‌گیرند؟ کافی است کسی نیم‌نگاهی به مکتوبات شما ذیل ” کتاب القضاء” مرحوم سید صاحب عروه، بیندازد تا میزان اثر شما در حوزه معلوم شود و معلوم شود حد تحصیلات جنابعالی و استفراغ وسعتان در باب استنباط احکام.»

یا اینکه لاریجانی در این نامه با اشاره به “نامربوط بودن سخنان یزدی در جلسات شورای نگهبان”، یادآور شده است: «شما در آن جلسه کذایی شورا، بدون اینکه بدانید مساله چیست، به خیال آنکه هنوز بحث در مساله قبلی است که راجع به آن رای‌گیری شده و به تصور اینکه بنده بعد از رای‌گیری مجدداً بر حرف خودم اصرار می‌کنم، مثل همیشه شروع کردید به داد و قال کردن و توهین کردن و همه هاج و واج مانده بودند که شما چه می‌گویید. آیت‌الله مدرسی و آقای دکتر کدخدایی به شما تذکر دادند که آقا آن مساله گذشته است و فعلاً بحث بر سر چیز دیگری است. این را هم ظاهراً متوجه نشدید و به توهین کردن‌های خودتان ادامه دادید و خطاب به آقای جنتی گفتید که رئیس باید جلسه را اداره کند و آیین‌نامه جلسات رعایت شود. جناب یزدی، بنده که طبق نوبت و در مساله جدید بحث می‌کردم. شما در چه عوالمی بودید؟!»

آملی‌لاریجانی همچنین در پاسخ به این اظهارات یزدی که “به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختند ! آیا ارث پدرت بود ، از کجا آوردی ساختی”، با انتقاد از اینکه “واقعاً اینگونه ادبیات تا بحال در حوزه‌های علمیه در این سطوح سابقه داشته است؟” اما خود هم تقریبا با چنین ادبیاتی پاسخ داده و در بخشی نوشته است: «با لحنی بی‌ادبانه گفته‌اید ” آیا ارث پدرت بود”، می‌گویم نخیر ارث پدرم نبود! مگر این همه مدارس دیگر در قم و سطح کشور ساخته می‌شود ارث پدرشان است؟ مگر همین ساختمان‌هایی که حضرتعالی از آنها استفاده می‌کنید، از ارث پدرتان ساخته شده است؟ آخر این چه فهمی است و چه استدلالی؟!»

آملی در ادامه همین موضوع آورده است: گفته‌اید “به اسم مدرسه علمیه ، کاخ ساخته اند”. آخر چرا خلاف می‌گویید: «شما یکبار هم که داخل آنرا ملاحظه نکرده‌اید، چرا نشر اکاذیب می‌کنید. اگر مقصودتان ظاهر آن است، همین ساختمان‌هایی که شما از آن استفاده می‌کردید هم همینطور بود: ساختمان مرکز تحقیقات دبیرخانه خبرگان که با لطایف‌الحیل از دست مسئولین آن وقت درآوردید و به عنوان نائب‌رئیس مجلس خبرگان محل کار خود قرار دادید، در همین قد و قواره و وزن بود، نفرمودید کاخ ساخته‌اند، بلکه با اشتیاق تمام به آن ساختمان نقل مکان فرمود.»

از این دست ادبیات در این نامه در چند جای دیگر هم دیده می‌شود اما سوال اصلی این است که اولا چه شده که سطح ادبیات سیاسیون به چنین حدی تنزل یافته و ثانیا چه لزومی داشته که چنین مباحث و دعواهایی آن هم با توجه به شرایط فعلی کشور اینگونه علنی و عریان مطرح شود؟ آیا حضرات نمی‌توانستند با استفاده از ادبیاتی محترمانه‌تر و البته در محفلی خصوصی مشکلاتشان را با یکدیگر حل کنند و آن را به سطح جامعه نکشانند؟

در همین زمینه علی مطهری نماینده مجلس عنوان کرده است: بهتر است روحانیون انتقادات‌شان را خصوصی مطرح کنند. مطرح شدن این صحبت‌ها در فضای رسانه‌ای بر روحیه مردم اثر می‌گذارد و شائبه رقابت بین آنها – آیت‌الله یزدی و آیت‌الله آملی‌لاریجانی- را ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر آیت‌الله هاشم هاشم‌زاده‌هریسی عضو مجلس خبرگان رهبری درباره این اختلاف یادآور شده است: این جدال‌ها مردم را خسته کرده است. حرف من این نیست که چه کسی درست می‌گوید. این دعواها همیشه بوده و یکی دو مورد نیست. با خودی‌ها هم همین طور هستیم، با مخالفان دعوا داریم. این آبروی آن را می‌برد، آن آبروی این را می‌برد و در کل با این دعواها آبروی نظام را می‌برند.

احمد توکلی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که خود نامه‌نگاری‌های معروفی داشته در این باره اظهار کرده است: وضع تاسف‌باری است که دو عالم دینی در انظار عمومی با هم حساب و کتاب کنند. من برای این حادثه تاسف می‌خورم، در شرایطی که مردم آنقدر گرفتاری دارند تنش بین بلندپایه‌ترین مقامات نظام آن هم روحانی و مجتهد اصلا درست و عقلانی نیست. مسئولان در چنین شرایطی باید آرامش خود را حفظ کرده و به ریشه‌کن شدن فساد کمک کنند.

در تاریخ جمهوری اسلامی نامه‌های جنجال‌برانگیز زیادی نوشته شده‌اند که در زمان خود موج و واکنش های فراوانی را هم به وجود آورده‌اند. مثل نامه‌نگاری میان امام خمینی (ره) و آیت‌الله منتظری درباره کناره‌گیری قائم‌مقام رهبری، نامه‌های چندگانه حبیب‌الله عسگراولادی دبیر کل وقت جمعیت موتلفه اسلامی و محمدرضا خاتمی دبیرکل وقت جبهه مشارکت ایران اسلامی، نامه‌های عطاءالله مهاجرانی و علی مطهری به عسگراولادی و یا نامه‌های عسگراولادی و سید احمد خاتمی درباره حصر کاندیداهای معترض انتخابات ۱۳۸۸، نامه‌های متعددی که پس از انتخابات بحث‌برانگیز ۱۳۸۸ نگاشته شد از نامه اکبر هاشمی‌رفسنجانی به رهبر انقلاب گرفته تا نامه مهدی کروبی درباره وضعیت بازداشتی‌ها در زندان‌ها و نامه محسن رضایی به احمد جنتی درباره بازشماری آرا. نامه‌نگاری‌های سیاسی پس از این دوران هم ادامه داشتند مثل نامه‌ای که وزیران سابق دولت محمود احمدی‌نژاد درباره تشکیل یک ستاد فراقوه‌ای برای اداره کشور نوشتند یا نامه‌نگاری‌هایی که احمدی‌نژاد با رئیس وقت قوه‌قضاییه برای بازدید از زندان اوین انجام داد.

از طرفی می‌توان از احمد توکلی نام برد که در نامه‌نگاری ید طولایی دارد و از نامه به آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی تا نامه به هاشمی‌رفسنجانی و حسن روحانی را در کارنامه خود ثبت کرده است. صادق زیباکلام هم از همین چهره‌هاست که به حسن روحانی، علی مطهری، محمود احمدی‌نژاد، حسین شریعتمداری و بسیاری دیگر از چهره‌ها نامه نوشته است. اخیرا علی مطهری هم به نامه‌نویسان معروف اضافه شده است. از نامه‌هایش به عباسعلی کدخدایی و حسین شریعتمداری گرفته تا نامه‌اش به دادستان وقت درباره حصر کاندیداهای معترض انتخابات ۸۸  و یا نامه‌ای که به محمد یزدی درباره بازی ایران و کره‌جنوبی نوشت. مطهری حتی درباره ردصلاحیت هاشمی‌رفسنجانی در سال ۹۲ نامه‌ای به رهبر انقلاب نوشت.

نگاهی به نامه‌نگاری‌های سیاسیون به یکدیگر در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که حتی زمانی که دو طرف ماجرا از دو جناح مخالف هم نیز بوده‌اند تلاش کرده‌اند با حفظ حرمت طرف مقابل با هم محاجه کنند و با استدلال به یکدیگر پاسخ بگویند و کمتر از کلمات توهین‌آمیز و آکنده از خشم و عصبانیت استفاده کرده‌اند

به طور مثال می‌توان به نامه‌نگاری میان امام خمینی (ره) و قائم‌مقام آن زمان ایشان یعنی آیت‌الله‌ حسینعلی منتظری اشاره کرد که با اینکه بر سر موضوع بسیار مهمی یعنی عزل منتظری بود اما از ادبیات مودبانه خارج نشد. به طور مثال در ابتدای نامه ۶ فروردین ۱۳۶۸ امام (ره) که اتفاقا یکی از تندترین نامه‌های ایشان به حساب می‌آید اینگونه آمده است: «جناب آقای منتظری! با دلی پرخون و قلبی شکسته چند کلمه‏‌ای برایتان می‏‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌‏اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‏‌دانم؛ خدا را در نظر می‏‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‏‌کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‏‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌‏اید.»

جالب اینجاست که منتظری هم با وجود اینکه از سوی امام (ره) امر به کناره‌گیری از قائم‌مقامی رهبری شده در ابتدای پاسخ ۷ فروردین ۱۳۶۸ خود نوشته است: «پس از سلام و تحیت مرقومه شریف مورخه ۶۸/۱/۶ واصل شد. ضمن تشکر از ارشادات و راهنمائی‌های حضرتعالی به عرض می‌رساند: مطمئن باشید همان‌طور که از آغاز مبارزه تاکنون در همه مراحل همچون سربازی فداکار و ازخودگذشته و مطیع در کنار حضرتعالی و در مسیر اسلام و انقلاب بوده‌ام اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجراء دستورات حضرتعالی می‌دانم، زیرا بقاء و ثبات نظام اسلامی مرهون اطاعت از مقام رهبری است.»

پس از این اتفاق هم امام خمینی (ره) در ۲۶ فروردین ۱۳۶۸ در نامه‌ای خطاب به وزیران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی علت تصمیم خود در برکناری آیت‌الله منتظری را تبیین کردند که در بخشی از این نامه آمده است: «شنیدم در جریان امر حضرت آقای منتظری نیستید و نمی‏‌دانید قضیه از چه قرار است. همین قدر بدانید که پدر پیرتان بیش از دو سال است در اعلامیه‌‏ها و پیغام‌ها تمام تلاش خود را نموده است تا قضیه بدین جا ختم نگردد، ولی متأسفانه موفق نشد. از طرف دیگر وظیفه شرعی اقتضا می‏کرد تا تصمیم لازم را برای حفظ نظام و اسلام بگیرد؛ لذا با دلی پرخون حاصل عمرم را برای مصلحت نظام و اسلام کنار گذاشتم.»

مثال دیگر نامه‌نگاری‌های میان مرحوم عسگراولادی و محمدرضا خاتمی در سال ۱۳۸۱ است که با وجود اختلافات سیاسی و فکری بیشمار تلاش کردند احترام یکدیگر را حفظ کنند. مثلا در ۱۶ شهریور ۱۳۸۱ خاتمی در ابتدای پاسخ به نامه دوم عسگراولادی نوشته است: «جناب آقای حبیب‌الله عسگراولادی مسلمان دبیرکل محترم حزب جمعیت موتلفه اسلامی با سلام و احترام خداوند بزرگ را شاکرم که به انسان قدرت شناخت حقیقت عطا فرمود و از او می‌خواهم تا به همه توانایی تبعیت از حق را نیز عطا نماید و از جحد و عناد برحذر دارد. جناب آقای عسگراولادی از جنابعالی و همه دوستانی که در نگارش نامه دوم همت به خرج داده‌اند تشکر می‌کنم و از تاخیر ارادی در پاسخ پوزش می‌طلبم.»

از طرفی در بخشی از سومین نامه عسگراولادی به خاتمی در ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ آمده است: «نامه شما به اطلاع اعضای محترم شورای مرکزی موتلفه اسلامی رسانده شد، آنها نیز به واکنش شما دوستان، نظر مثبت و مساعد داشتند و با ادامه گفت‌وگو موافق بودند. نامه اول با هدف تجربه گام اول در تعامل با حزب شما که مسئولیت در برابر مردم دارد، نوشته شد. با پاسخ شما معلوم شد که در تعامل بین دو حزب موثر مشکلی نداریم و این تعامل را می‌توان به جانب کمال به پیش برد، ان‌شاءالله. نامه دوم با هدف تفاهم نگاشته شد، چرا که در تامل، باید به تفاهم در دیدگاه‌ها و برداشت‌ها و برنامه‌ها رسید، بدون آنکه به قول شما به دنبال تغییر فکر همدیگر باشیم. برای تفاهم، دیدگاه خود و یاران را درباره محورهای اساسی از جمله مردم، ولایت فقیه، محوریت قانون اساسی، رفراندم، اصلاحات و … به طور فشرده بیان نمودم تا در هر کدام با هم فهم مشترک داشتیم، گام سوم را برداریم و در هر کدام اختلاف در فهم مفاهیم داشتیم در جهت رسیدن به فهم مشترک، اقدام نماییم.»

مثال دیگر نامه ۱۲ مهر ۱۳۹۵ علی مطهری علی مطهری نائب‌رئیس وقت مجلس شورای اسلامی اتفاقا خطاب به آیت‌الله محمد یزدی است که در آن از اظهارات وی درباره تعطیلی مسابقه فوتبال ایران و کره جنوبی انتقاد کرده و در بخشی از نامه نوشته بود: «اینجانب جناب‌عالی را در مجموع یک روحانی عالم و روشنفکر می‌دانم، ولی رویکردی مانند آنچه درباره مسابقه فوتبال ایران و کره جنوبی ابراز کردید برایم قابل هضم نیست و معتقدم عده‌ای را از دین گریزان می‌کند و انسان را به یاد اقدامات کلیسای کاتولیک در قرون وسطی می‌اندازد که منجر به گریز مردم اروپا از دین شد.»

از این دست نامه‌ها که میان سیاسیون رد و بدل شده به وفور می‌توان یافت اما نکته اصلی که در میان بیشتر آنها دیده می‌شود رعایت ادب و احترام طرف مقابل هرچند که مخالف و غیرهمفکر بوده باشد، است. موضوعی که در نامه اخیر آملی‌لاریجانی خطاب به یزدی و البته در اظهارات یزدی درباره لاریجانی و حتی رئیس‌جمهور و برخی دیگر از بزرگان نظام کمتر به آن توجه شده و می تواند به نقطه آغازی برای توهین علنی بزرگان به یکدیگر تبدیل شود.

در این زمینه خلاصه کلام را آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی بیان کرده که در ۲۸ آبان ۱۳۹۸ در توصیه‌ای خیرخواهان خطاب به طرفین ماجرا آورده است: «برادران عزیز! تجربه نشان داده که این گونه درگیری ها هرگز نتیجه ای جز روشن شدن آتش فتنه و اختلاف در میان مردم ندارد. به همه شما احترام می‌گذاریم و متواضعانه تقاضا دارم این باب را به کلی مسدود کنید و به آبروی روحانیت و نظام کمک فرمایید. من به همه شما عزیزان دعا می‌کنم که به این وضع خاتمه دهید و حتی اگر افرادی پادرمیانی کنند تا عزیزان از یکدیگر عذرخواهی نمایند بسیار بجاست.»

پرده‌دری‌های اخیر در موضوع منازعه یزدی و آملی‌لاریجانی تنها به نفع کسانی است که به ضربه زدن به جمهوری اسلامی فکر می‌کنند و نه تنها کمکی به شفاف‌سازی امور نمی‌کند بلکه باعث بدبین شدن مردم به تمامی ارکان نظام خواهد شد. شاید بتوان در هشدار به آقایانی که چنین رفتارهایی را در پیش گرفته‌اند به نامه عطاءالله مهاجرانی به روح‌الله حسینیان اشاره کرد که در آن با اشاره به شعر معروف خیام نیشابوری آمده بود: «چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من.»

2727

آیا شرق آسیا در خطر جنگی تمام عیار است؟

به گزارش خبرآنلاین، محمد عجم درباره نقش احتمالی عربستان در ناآرامی های کشمیر و اینکه آیا  سعودی ها از این وضعیت نفع می برند می گوید: بعید است که سعودی ها نفعی از این موضوع ببرند چرا که آنها خود را رهبر بخشی از جهان اسلام می دانند و در این موضوع نمی توانند از هند طرفداری کنند و تحت فشار افکار عمومی جهان اسلام مجبورند که از پاکستان حمایت کنند. البته این نکته نیز قابل ذکر است که عربستان در حال حاضر در شرایطی قرار ندارد که از پاکستان بخواهد جانبداری کند. سعودی ها با مشکلاتی چون بحران یمن و سوریه رو در رو هستند و نتوانستند قدم مثبتی در جهت حل این بحران ها بردارند. موضوعات دیگری چون تروریسم و افراطی گری بر دوش عربستان سنگینی می کند. ریاض به نوعی متهم است که به طور مستقیم و یا غیرمستقیم در تشدید افراطی گری نقش داشته است و بعضی نهادهای این کشور نیز وظیفه تامین مالی ترویسم را در منطقه بر عهده داشتند. برای جمع بندی عنوان می کنم که این بحران به نفع عربستان نخواهد بود.

این حقوقدان بین الملل درباره اینکه تداوم ناآرامی ها در کشمیر چگونه می تواند اوضاع اقتصادی شرق آسیا را تحت تاثیر قرار دهد تصریح کرد: اگر بحران در کشمیر به ویژه در بخش جدایی طلبی که جنگ و پناه بردن به اسلحه را تنها راه حل می دانند تشدید شود ناآرامی ها می تواند اقتصاد نوظهور شرق آسیا را تحت تاثیر قرار دهد. اقدامات مسلحانه می تواند به داخل خاک هند کشیده شود. طبیعی است که هر بحران بر مناطق اطرافش نیز تاثیر خواهد گذاشت. باید امیدوار بود تا دولت هند در سیاستش تجدید نظر کند تا شرایط به حالت قبلی بازگردد. حزب کنگره هند که در تمام ادوار حاکم بود تلاشی برای بر هم زدن وضع موجود نکرد و در همین حال دولت فعلی هند نیز نباید وضعیت کنونی را تغییر می داد. از همین رو حضور گروه های تروریستی در کشمیر نباید برای هند به بهانه تبدیل شود تا وضعیت آن منطقه را تغییر دهد.

وی افزود: نکته مهم این است که منطقه حائل در کشمیر قابل تغییر نیست و بحران کشمیر در سازمان ملل هم مطرح است و از سال 1947 قطعنامه های بسیاری صادر شده است. هند باید به افکار عمومی جهان اسلام بیشتر توجه کند هند دارای بیش از دویست میلیون مسلمان است که این جمعیت در صورت جنگ در کشمیر تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. و منازعه هندوی و اسلامی در بین تندروها تقویت و خطر ساز خواهد شد.

عجم در پایان در خصوص راه حل پایان تنش ها درباره مناقشه کشمیر گفت: گفتگو و مذاکرات سیاسی می تواند باعث رضایت خاطر مردم کشمیر شود و آنها می توانند دراین راستا سرنوشت خودرا تعیین کنند. البته هند سال ها بخاطر کشمیر هزینه کرده و خواهان این نیست تا این منطقه از استقلال برخوردار شود. از آن سو مردم کشمیر نیز حاضر نیستند تا به یکباره زیر سلطه هند بروند. مجموعه این عوامل موجب می شود سازگاری سخت تر شود و خشونت و اسلحه جایگزین شوند. باید راهکاری حقوقی و قانونی با دخالت سازمان ملل ارائه شود تا طی آن این منازعه مسکوت گردد یا برای همیشه پایان یابد. گروه های جدایی طلب نیز باید رویکردشان را نیز تغییر دهند و دست به اسلحه نبرند. صدها هزار نفر طی این سال ها کشته شدند ونتیجه ای هم در بر نداشته است. به طور کلی جنگ مسلحانه نمی تواند اهداف استقلال طلبان و آزادی خواهان را در این برهه تأمین کند.

مشروح این گفت و گو را ایــــنـــــجـــــا بخوانید.

310311

از استقلال تکذیب، از استراماچونی سکوت و از دوستانش خبر قهر!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ تیم فوتبال استقلال در چند روز گذشته حواشی زیادی را از سر گذرانده است و به‌نظر می‌رسد که بعد از جلسه فتحی و استراماچونی هم اختلافات میان این دو نفر، هنوز رفع نشده است.

در حالی که باشگاه استقلال اصرار دارد که اعلام کند که استراماچونی و مدیران باشگاه‌ها با یکدیگر اختلافی ندارند و استراماچونی نظرات خود را تنها از رسانه رسمی باشگاه بیان می‌کند، اما به‌نظر می‌رسد که هنوز اختلاف نظر بر سر بازیکن فرانسوی 36 ساله وجود دارد و استراماچونی توقع دارد، این بازیکن هرچه زودتر برای استقلال جذب شود.

به‌نظر می‌رسد تنها چیزی که این اختلاف را حل می‌کند، خرید ترئو، مهاجم 36 ساله مدنظر استراماچونی است.

255 41

من آن را صــد، چو دریـا می شناسم!

علی را من به مـــــولا می شــــناسم        قــــرین با بیــــتِ الله می شنــــاسم

فتائی چون علی عالَم نـــدیده است    من او را رمـــــــز الاّ  می شـــــناسم

به کعبـــه مولِد و مقتـــل به مسجـد    از این برتر کجـــــاها می شنــــاسم؟

مجــو وصف علی مر وصـف او را     ز یــــارِ غـــــارِ حــــــرّا می شنـاسم

کسی منـــکر بود فضـــل  علی را؟     من او را نفس طـــــاها می شنــــاسم

به غیـــــــر او علی گر نــــام باشـد     من آن را بی مسمـــــــّـا می شنـــاسم

بپــروردش عـلی را شخص احمـد      مـــربّی  با مربـــــّـا  می شنـــــــــاسم

خــدا وصفش نمود انـدر کتـــابش     من او را ز «اَنفُسِنـــــا » می شنـــــاسم

عــــلی از من بُوَد من از علیـِـــــَم       دو اند، من آن دو یکتـــــا می شناسم

خدا در فضـــل ایمانش چنین گفت      مـــر او را کی چــو سقّـا می شناسم؟

رفیـــــقِ عالَــــم و شـافع به محشـر     به دنیــــــا و به عقبـــــــــا می شناسم

علی آن مـــرد پیــکاری که در رزم    گـریزان جمـــــله اعـــــدا می شناسم

نشینـــد، دل سپـــــارد، گــوش دارد     بـه نــــرمی با یتـــــاما می شنــــاسم

علی هست اولین مســـلِم به عالــــم     مـن او را بعـــــد مولا  می شـــناســم

به وقت خــــواندن عقد اخـــــوت      یـگانه فـــــرد آخــــا  می شنـــــاسم

اگر بر عــــلم باشد در به عــــالـم       علی تنـــــها  ز درها می شنــــــاسم

مگو خــمّ غدیر یک بــرکه ای بود     من آن را صــد چو دریـا می شناسم!

ز امواج غـــــدیر عالـَـــم خروشیـد      معـــــاند بی ســـر و پا می شنـــاسم

مگوقنبـــــر بُوَد یک از غـــلامـش     من اورا بــِـــه ز آقـــــا می شنـــاسم

به میـــــدان نبرد زورآزمـــــایــان     فــــراری رو  به صحــــرا می شـناسم

به وقت دعــــوی مــردم به نــزدش     ز حُـکمش من ثنـــــاها می شنــاسم

علی ای صــــوت عـــدل آدمیــزاد      کجــا کس از تــو اَولا می شنـاسم؟

عــــلی با آنهمه شهــرت و قــدرت    مـن او را مــــرد تنهــــا می شنـــاسم!

ز فعـــل دشمــن و هم دوست او را     مَهیــــن  مظـــلوم دنیـــا می شناسم!

یکی او را خـدا گفت و غــلوّ کـرد     من آن را قول رســـــوا می شنـــاسم

  دگر گــردید دشمن از جهـــــالت     از آن کشتـــــار بیجــا می شنــــاسم     

اگر پرســـــی ز اصــــل شیعـــة او      ز فعــــل و قــــول بی تا می شنــاسم

بزن بر دامــــن  مولا «رضـــا» که او    بــــرون از گفت و امـــــّا می شناسم     

ستاره اسکندری یک سریال را از کنداکتور شبکه سه خارج کرد!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سریال «گیله‌وا» محصول سازمان اوج از دوم شهریور روی آنتن شبکه افق می‌رود.

این خبر روز گذشته در حالی منتشر شد که پیش از این دوبار این سریال در کنداکتور شبکه سه قرار گرفته و از آن حذف شده بود.

در ابتدا قرار بود این سریال از شنبه ۱۸خرداد روی آنتن برود اما این اتفاق نیفتاد و به جای آن سریال «گاندو» روی آنتن رفت. بعد از آن هم با وجودی که گفته شده بود با پایان «گاندو»، «گیله‌وا» روی آنتن خواهد رفت باز هم این سریال از کنداکتور خط خورد و به جای آن «آچمز» پخش شد. 

و با پایان سریال «آچمز» به نظر می‌رسد سازمان اوج به کلی از پخش «گیله‌وا» از شبکه سه ناامید شده و قرار است آن را روی آنتن شبکه افق ببرد. 

به نظر می‌رسد عدم پخش این سریال از شبکه سه سیما، حضور ستاره اسکندری به عنوان نقش اول آن است. بازیگری که با حاشیه‌ای در فضای مجازی روبه‌رو شد و همان حاشیه حالا به نظر می‌رسد ممنوع‌التصویری او را آن هم تنها در شبکه سه رقم زده است.

۲۵۸۲۵۸

هشدار فرمانده نیروی دریایی سپاه: زیر بار حضور آمریکا و انگلیس در خلیج‌فارس نمی‌رویم

دریادار تنگسیری اظهار کرد: ما بارها اعلام کردیم که عبور از تنگه هرمز برای همه آزاد است و ما امنیت را برقرار می‌کنیم. در مقابل کشورهای فرا منطقه‌ای و بیگانگانی که به قصد ایجاد ناآرامی و ناامنی و تهدید جمهوری اسلامی ایران وارد خلیج فارس می‌شوند، محکم می‌ایستیم و ماموریت خود که ایجاد امنیت در منطقه است را انجام می‌دهیم.

او در خصوص همکاری ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران در خلیج فارس ادامه داد: امروز ارتش و سپاه در خلیج فارس اقتدار ایجاد کردند و شاهد یک همگرایی بسیار خوب از این نیروها در خلیج فارس هستیم.

فرمانده نیروی دریایی سپاه همچنین گفت: خلیج فارس خانه ماست و ما هیچ گاه در خانه خود آتش به پا نخواهیم کرد و در آن به دنبال امنیت هستیم و کشورهای منطقه هم این را بدانند ایران اسلامی دست برادری و دوستی را به سمت ملت‌ها و کشورهای مسلمان دراز کرده و ائتلاف و اسکورت شناور هم نمی‌تواند جلوی ماموریت ما که ایجاد امنیت است را بگیرد. 

او ادامه داد: در طول تاریخ هم شاهد بودید که وزارت جنگی که در زمان طاغوت بود، بعد از انقلاب اسلامی به وزارت دفاع تبدیل شد و دیدید که جمهوری اسلامی در طول این سال‌ها به خاک کشوری تعرض نکرده و نیازی به خاک کشورهای دیگر را در خود ندیده است.

دریادار تنگسیری خطاب به کشورهایی که منافعشان در خلیج فارس است، گفت: ما به کشورهای صنعتی، کشورهای دوست و کشورهایی که از نفت و گاز خلیج فارس استفاده می‌کنند اعلام می‌کنیم ما زیر بار حضور آمریکا و انگلیس و هر کشور دیگری که بخواهد آتش بیار منطقه باشد نخواهیم رفت.

او در پایان افزود: ما اعتقاد بر این داریم که جوانان ما باید دریایی بشوند. ما بزرگترین ناوگان تجاری دریایی در کشورهای غرب آسیا را داریم و می توانیم بخش عمده جوانان کشورمان را در این حوزه مشغول کنیم که می توانیم به فرموده مقام معظم رهبری، آن را به عنوان یک راهبرد مورد استفاده قرار بدهیم و جوانان را با جغرافیای جدید آشنا کنیم؛ در دریا به جز مرزهایی که مخصوص کشورها است، مانعی وجود ندارد و جوانان می‌توانند در سایر بخش‌ها آزادانه فعالیت کنند و به گسترش منافع جمهوری اسلامی ایران بپردازد.

۲۱۷۲۱۷