خشکسالی، ترسالی، هر دو، هیچ‌کدام

گرچه بشر در ابتدای قرن ۲۱ میلادی و بعد از گذشت هزاران سال از اختراع کشاورزی و یکجانشینی توانسته است طبیعت را به نفع خود تغییر دهد اما طبیعت همواره توانسته است با یک نشانه، تمام آن چه علم بشر ریسیده است را پنبه کند.

در دنیای تصادفات و احتمالات و عدم قطعیت تنها انحراف کوچکی در حرکت وضعی زمین توسط عاملی ناشناخته می تواند تمام تاریخچه و آینده علم بشر را در هم بپیچد.

در این میان بشرسعی کرده است با پیشرفت در علم و شناخت عالمانه زمین و زمان و با قدرت پیش بینی ، اندکی از ترس های خود از نیروی قاهره طبیعت بکاهد.

اما این پیش بینی و برنامه ریزی همواره توسط علم آمار و ریاضی و الگوهای تکرارشونده که توسط کاپیوترهای پیشرفته استخراج می شود یک ضریب اطمینان دارد که بر اساس این ضریب اطمینان همه پیش بینی ها با حدس و گمان همراه است.

 دانشمندان و برنامه ریزان جوامع پیشرفته آموخته اند که طبیعت مانند  محیط یک آزمایشگاه فیزیک قابل کنترل نیست و این آزمایشگاه نا مطمئن آن ها را برآن داشته است که در برنامه ریزی های خود همه جوانب امر را در نظر آورند.

متاسفانه در کشور ما برنامه ریزی ها خیلی مبتنی بر این خصلت عدم قطعیت در علوم نیست و بسیاری از برنامه ریزان با پیش فرضی ضعیف به سمت تصمیم گیری های بزرگ می روند.

به عنوان مثال در بحث پیری جمعیت فعلی ایران ،غرش نرخ رشد جمعیت در دهه شصت شمسی برنامه ریزان را به سیاست کافی بودن دو بچه سوق داد در حالی که اگر نگاه بلندتی در آن زمان در بین برنامه ریزان وجود داشت ممکن بود به این نتیجه منتهی شود که جامعه ای در حال توسعه اقتصادی با وجود تورم و مشکلات ساختاری  و رشد جمعیت شهر نشینش لاجرم  خود به سمت کاهش جمعیت  خواهد رفت و چنین شد که دو عامل کاهنده توام باعث کاهش غیرقابل کنترل نرخ رشد جمعیت شدند که در دهه هشتاد که زنگها به صدا درآمد سیاست متقابلش تبلیغ و اتفاقا به دلیل ورود سیاست به این راهبرد جمعیتی کارآمدیش با تردید نگریسته شد.

همین اتفاق در مورد سیاست های مربوط به کشاورزی و آب در حال تکرار است . در حالی بسیاری از متخصصان داخلی بر خشکسالی بلند مدت ایران تاکید دارند بر لزوم محدود کردن کشاورزی پای می فشرند و بر اساس آن ،نگرش خاصی به سد ها و نحوه مدیریت آب دارند، اما ناگهان با این حجم از بارش ها و سیلی که ناگهان تمام سدها ، دریاچه های فصلی و دائمی و  تالاب های خشک ایران را لبریز کرد تمام آن برنامه ریزی ها با تردید مواجه شده است و حالا دغدغه این است که اگر فلات ایران وارد دوران ترسالی شود باید چه کرد.

این موضوع نشاندهنده آن است که مدیریت و برنامه ریزی در کشور ما تنها ظاهری علمی دارد و بیشتر منوط بر اجماع نظر متخصصان و تصمیم گیرندگان است تا ضریب اطمینان های هشدار دهنده علم.

سیل بنیان کن اخیر این هشدار را داد که تصمیم گیرندگان جامعه و متخصصان پژوهشگاه‌هایی که نظرشان در جامعه ایران تاثیر گذاری بالایی دارد نباید همه تخم مرغ ها را در یک سبد بگذارند و برای هر یک از شرایط قابل تحقق ،برنامه ریزی راهبردی جداگانه و برنامه ریزی آلترناتیو داشته باشند. در حقیقت در جواب دادن به تست زیر ( خشکسالی، ترسالی، هردو، هیچ کدام) عجله نکرده و به مسئله از زاویه دیگری بنگرند ؛ زاویه ای که زمان بلند مدت تر از ۵ سال و ۱۰ سال را در بر بگیرد.

۴۶

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *