رانندگی ما ریشه در چه مسائلی دارد؟


خانه ما در حاشیه یکی از خیابان های بزرگ و شلوغ شهر قرار دارد و از دو طرف در محاصره فروشگاه ها هستیم. هر بار با این آرزو به خانه باز می گردیم که کاش خودروها مقابل پل پارک نکرده باشند بلکه بتوانیم راحت خودرو را داخل پارکینگ، پارک کنیم، اما معمولا این اتفاق نمی افتد و ما به دنبال فرار از این ترافیک خسته کننده، دیگر نه بوق می زنیم و نه اعصاب خود و بقیه را خرد می کنیم؛ می رویم کیلومتر ها دورتر خودرو را پارک می کنیم تا در ساعت خلوتی، عملیات پارک خودرو را انجام دهیم.

چند باری هم خواستیم از آن هایی که تابلو های پارک ممنوع را با کلمات تند و قاطع و تهدید آمیز مقابل پل خانه یا مغازه شان نصب می کنند بپرسیم آیا این شیوه جواب داده است و واقعا باید با چنین ادبیات تند و خشنی، دیگران را از کارشان منع کرد؟ آیا این تابلو، بازتابی از شخصیت و فرهنگ ما نیست؟!

در بسیاری از کشورها برای بی توجهی هایی که در زمینه اخلاق و ادبیات و به طور کلی بی فرهنگی های رانندگی از سوی شهروندان سر می زند، جریمه های نقدی سنگین قرار می دهند و به دنبال آن همه مجبور به رعایت قوانین اصولی هستند. با این که گوشمان از این حرف ها پر است، اما هنوز جای صحبت درباره فرهنگ رانندگی هست. در پرونده امروز به دنبال ریشه یابی برخی رفتار های نامعقول، نمونه هایی از گوشه و کنار انتخاب کرده و به دنبال راه چاره ایم. با ما همراه باشید.

2323

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *